تبليغاتX
دیانت بهائی

جناب  رئيس جمهور با سلام ودرود بر شما ، چند سوال دارم

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال سوزش شلاق بر پشت وسوزش سيلي ظلم برصورت خود را چشيده ايد؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال محكوميت بي مدرك  در دادگاه بدون داشتن وكيل قانوني را چشيده ايد  ؟  

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم نامه نگار ي براي مسئولين وبي پاسخ ماندن نامه ها را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم مشاهده ويراني يكي از مقد سترين اما كن ديني خود را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم اشك موقع مشاهده ويراني آرامگاه عزيزان خود  را چشيده ايد  ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم زهر آلود  توهين به اعتقادات خود در رسانه ها را چشيده ايد   ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تيز بغض در گلو براي بيان دفاع از خود  را چشيده ايد ؟  

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تلخ  اعدام عزيزان زنداني وبي گناه  خود را چشيده ايد  ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم اسيدي بي خبري از ياران عزيز در بند را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم  مصادره اموال خود وعزيزان خود را چشيده ايد   ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تند محروميت از تحصيل وكار  را چشيده ايد  ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم ممنوعيت از بيان نظرات خود  را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال سياهي و تلخي دوران سلول انفرادي را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم تند بي خبري در سلول انفرادي را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا طعم خوب ، شنيدن درد دل يك بهائي هم وطن  را چشيده ايد؟

آقاي رئيس جمهور آيا تا به حال طعم زهر  توهين به مقد سات خود را چشيده ايد  ؟

آقاي رئيس جمهور آيا طعم صحبتي نزديك ودوستانه با بهائيان  را چشيده ايد ؟

آقاي رئيس جمهور آيا طعم آرام مطالعه  تظلم نامه يك بهائي را چشيده ايد   ؟

آقاي رئيس جمهور آيا طعم لذيذ مطالعه كتب حقيقي بهائيان  را چشيده ايد   ؟

وحال جناب رئيس جمهور اگر اين همه طعم را نچشيده ايد وبا يك بهائي مطلع از نزديك صحبت نكرده ايد چگونه است كه براحتي خط بطلان بر چندين ميليون بهائي دنيا وده ها هزار بهائي هم وطن خود مي كشيد؟ وبي تفاوت نسبت به اين وسعت تبعيض وبي عدالتي ميباشيد ؟

 

+ نوشته شده توسط حب در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 9:18 |

فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
خطاب  به امام جمعه محترم مشهد
" امام جمعه مشهد خواستار اشد مجازات واعدام انقلابي جاسوسان بهائي اسرائيلي دستگير شده در ايران شد."
امام جمعه در ادامه گفت: ارزشهايي که امروز به اسم حقوق بشر در
جوامع بين المللي و دنيا مطرح است خرافه وافسانه اي بيش نيست و در اصل افسارهاي در دست استکبار است تا بوسيله عمليات رواني اختيار کشورها و ملتهاي جهان را در دست خود بگيرد.
وي در ادامه با خبر دستگيري برخي سران بهائي که از جاسوسان اسرائيلي
در ايران بودند اظهار داشت: کشورهايي همانند آمريکا ، کانادا، اتحاديه اروپاو… که چشمان خود را بر روي به خاک وخون کشيده شدن بي رحمانه زنان و کودکان مظلوم غزه بسته اند امروز با دستگيري اين جاسوسان جنايتکار به صدا در آمده و ادعاي عدم حقوق بشر در ايران را سرداده اند.
نمايند مجلس خبرگان با تاکيد براين نکته مهم که بهائيت دين نيست
افزود: بهائيت نه تنها دين بلکه فکر و عقيده نيز نمي باشد و چگونه ما مي توانيم قبول کنيم اين سربازان اسرائيلي که دستشان به خون ميليونها انسان بي گناه آلوده است در کشور ما آزادانه قدم زده و با استفاده از يک مشت منحرف سياسي و دختران هرزه و پسران شهوتران با جمع آوري امضاء براي از بين رفتن قوانين اسلام به هر جنايتي دست بزنند.
وي از مسئولان قضائي کشور خواست بدون توجه به بد آمدن آمريکا و.. با
درس گرفتن از خداباوري و خود باوري رزمندگان در فتح خرمشهر در برابر اين جاسوسان پشت سر دستگاههاي اطلاعاتي کشور براي براندازي اين جريانهاي جاسوسي قانعانه برخورد کنند.
در همين راستا لازم مي آيد تا چندين نکته را خدمت امام جمعهء محترم
مشهد و ساير عزيزان، مطرح نماييم.
1- افراد بهايي که در ايران دستگير شده اند و بهاييان ايشان را
ياران ايران مي خوانند و نقش مديريتي جامعهء صلح جوي بهايي را بر عهده داشتند، افرادي ايراني بوده اند که علي رغم فشارهاي وارده از سوي بهايي ستيزان، صرفاً به جهت آبادي کشور مقدّسشان، در خاک ايران باقي مانده و زندگاني سختي را گذرانده اند. لذا نسبت دادن اتّهام جاسوس اسرائيل به اين افراد، هم از شرط انصاف به دور است و هم از شرط عقل خارج است. و کاملا نشان دهندهء تبليغات مسموم عليه اقليّت بهاييان ايران مي باشد.چرا که بهائيان در اصول اعتقادي خويش صراحتاً طرفدار صداقت و راستي مي باشند و تاريخ 165 سالهء اين ديانت الهي، به خوبي نمايانگر چنين ادّعايي مي باشد. بيش از بيست هزار نفر از ايشان، صرفا به جهت آنکه صادقانه و عاشقانه بر ثبات اعتقاد قلبي خويش پا فشاري نمودند، به شهادت رسيدند، اين در حاليست که اگر تنها اعلام مي کردند که بهايي نيستند، جانشان را نيز از دست نمي دادند.
حال پرسش بنده از شما
انسان محترم اينست که آيا هيچ فرد مخلص و موءمن که چنين پيشينهء تاريخي نيز به همراه اوست، مي تواند جاسوس تلقّي گردد؟
2- نظرات امام جمعهء محترم مشهد در حالي اظهار مي گردند که پيش از
اين عدّه اي از افراد سود جو، دستگيري بهائيان را به علّت فاجعهء انفجار شيراز اعلام کرده بودند، که با اظهارات وزير اطلاعات کشور، اين موضوع به طور کامل منتفي شد. اما ظاهراً امام جمعهء مشهد قصد ايراد اتّهام جديدي را نسبت به افراد بهايي دستگير شده دارند و مي خواهند از فضاي فکري متشنّج موجود، بر عليه اعضاي ديانت بهايي سوء استفاده نمايند. آنچه در اينجا لازم به بيان است، بررسي تهمت هاي ايشان نسبت به بهاييان مي باشد، چرا که اتّهام جاسوسي اسرائيل، بارها و بارها بر بهائيان زده شده است و بارها و بارها بهائيان اثبات نمودند که اين ادّعا ها جز کذب صرف چيز ديگري نبوده و نيست. پس واقعا عجيب است که ايشان مجدداً اين اتّهام را وارد مي نمايند. البته در جاي ديگر از “سربازان اسرائيلي” نام مي برند که واقعا نمي دانم تعريف ايشان از سرباز چه مي باشد. آيا تا به حال يکي از دولتمردان گزارش داده اند که فقط و فقط يکي از بهائيان را با سلاح گرم يا سرد دستگير کرده اند؟ آيا اگر بهائيان سربازان اسرائيلي بودند، مي توانستند 165 سال در کشور ايران و ساير کشور هاي جهان زندگي نمايندد آيا بهائيان که جنگ را نهي مي کنند، لايق چنين صفت نادرست و کذبي مي باشند؟
3- ايشان فرموده اند که بهائيت علاوه بر آنکه دين نيست، بلکه يک فکر
و عقيده نيز نمي باشد. بايد از ايشان سوال نمود که ” پس به نظر شما بهائيت چيست که مدام قصد سرنگوني آن را داريد؟” اگر نه دين است،نه عقيده است و نه فکر، پس به چه علّت مدام از آن نام برده، تمامي تلاشتان را انجام مي دهيد تا بهائيان را تحت فشار قرار داده و مردم کشور را نسبت به آنان بدبين نمائيد؟ آيا اگر بهائيت دين، فکر و عقيده نبود، شما تا اين اندازه از وجود و حضور آن هراسان بوديد؟
شايد لازم باشد تا بررسي نمائيم که تعريف ايشان از دين،فکر و عقيده
چه مي باشد، که احتمالاً معناي تمامي آنها “شيعهء اثني عشري” بوده است و بر اين مبنا غير از مسلمانان شيعه، هيچ انسان ديگري در دنيا نه دين دارد، نه عقل دارد و نه عقيده، پس به اين ترتيب با توجّه به اظهارات ايشان، بر روي کرهء زمين تنها چند ميليون انسان وجود دارد که آنها همان مسلمانان شيعه هستند و سايرين اصلا انسان نيستند. چرا که يا آمرکايي اند، يا اسرائيلي، يا انگليسي، يا کانادايي، يا بهايي، يا مسيحي يا … پس 6 ميليارد جمعيّت دنيا بايد به کجا بروند؟ آيا بايد همگي را اعدام نمود، چون ما آنها را انسان نمي دانيم؟
4- نکتهء تاسف انگيز ديگر در فرمايشات ايشان، توجه به راهکار
پيشنهاديشان در برخورد با بهائيان مي باشد که معتقدند گفت و گو در اين ميان هيچ تاثيري نداشته و بايد اينان را اعدام انقلابي نمود.
واقعا نمي دانم شايد بنده اشتباه مي کنم که ما در عصر ارتباطات و
تکنولوژي بسر مي بريم،اما تا آنجا که در جريان مي باشم، عصر توحّش ديگر به پايان رسيده است و امروزه انسان ها به دنبال نزديکي و وحدت هستند، نه جدايي و نفرت. علي الخصوص که ديانت بهايي به عنوان اولين ديانت الهي، به طور کاملا واضح و روشن، ادّعاي به وحدت رسانيدن عالم بشري را دارد. پس آيا واقعا صحيح مي باشد که حتّي چنين کلماتي را آن هم در خطبه هاي نماز جمعه که تعداد بسياري از هموطنان فهميده و مومن ما به آن گوش فرا مي دهند، بيان نمايند؟
آيا چنين نظراتي از سوي امام جمعهء
مشهد، نمي تواند اصل برادري و برابري را در اسلام به زير سوال ببرد؟ آيا چنين نظراتي از سوي ايشان نمي تواند توهيني تاريخي به جامعهء ظلم ديده و بي دفاع بهائي تلقّي گردد؟ آيا ايشان با چنين نظراتي، وجههء حقيقي اسلام را مخدوش نمي نمايند؟ آيا چنين نظراتي، توهين به ساير مسلمين نمي باشد ؟
در انتها يک مورد ديگر را نيز مطرح مي نمايم که شايد هيچ ارتباطي به
بهائيان نيز نداشته باشد، اما مي تواند مخاطب را با فضاي فکري و ديدگاه هاي امام جمعهء محترم مشهد آشنا نمايد.
5- ايشان در نظراتشان حقوق بشر را نيز قبول نداشته و کشورهاي
آمريکا، کانادا، اتحاديهء اروپا ! و… را سرزنش نموده اند.
حال سوال بنده از امام جمعهء محترم مشهد اين است که، مگر اتّحاديهء
اروپا کشور مي باشد که آن را نيز به عنوان يک کشور مورد خطاب قرار داده و متّهم مي نمائيد؟! از طرفي مگر حقوق بشر يک ديدگاه جزيي و ناچيز مي باشد که بتوانيم آن را نيز نا ديده بگيريم؟ آيا هيچ مي دانيد که مخالفت با حقوق بشر به معناي مخالفت با جامعهء جهاني است؟ آيا ايران خود را جزو کشورهاي جهان مي داند يا خير؟ اگر مي داند، پس آيا نظرات شما بي معنا و مفهوم نمي گردند؟ و اگر نمي داند، پس چه کاري به ديگر کشور ها داشته که بخواهيم آن ها را نيز متّهم نمائيم؟
در پايان بايد اشاره نمود که بهائيان دنيا با هيچ انساني دشمني
نداشته و تاريخ 165 سالهء اين دين الهي و جهاني، مملو از دلايل محکم و قاطع جهت اثبات اين ادّعا مي باشد، لذا از امام جمعهء محترم مشهد و نيز ساير علماء و روحانيون انتظار مي رود که نظرات خود را از روي انصاف و انسانيت بيان نموده تا هيچ گونه سوء تفاهمي را در بين عموم ايجاد ننمايند.

با آرزوي روشن شدن افکار ايرانيان و روشني ايران

ح-بهايي
تاريخ :8/3/87
شماره :752 - 87
+ نوشته شده توسط حب در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 18:28 |

فعالان حقوق بشر در ايران:

 

اساس آخرين گزارشات دريافتي ، ساعت 10 صبح پنج شنبه مورخه 9/3/87 ، دو اتومبيل از سوي اداره اطلاعات يزد وارد محل کار آقاي "مهران بندي" شدند. ايشان يک شرکت کامپيوتري را به نام "کمند" اداره ميکردند که پخش عمده برخي قطعات رايانه را نيز بعهده داشتند. وقتي ماموران وارد محل ميشوند به کارکنان آقاي بندي دستور ميدهند که تمامي وسايل شخصيشان را جمع کرده، ببرند. پس از خروج کارکنان ، آقاي مهران بندي را در دفتر نگه داشته و خود مشغول به تفحص ميگردند. اين تفتيش حدوداً يک ساعت به طول ميانجامد که در نهايت با جمع آوري سامانه هاي رايانه اي مربوط به شرکت به پايان ميرسد. در پايان ايشان را از دفترخارج کرده و با تماس و هماهنگي با نيروي انتظامي درب محل را پلمب مينمايند و ايشان را به مکان نامعلومي منتقل ميکنند، هر چند که اخبار غير رسمي از انتقال ايشان به اداره اطلاعات يزد حکايت دارد. از سوي ديگر در همان زمان عده اي ديگر نيز به منزل شخصي ايشان وارد ميشوند و بعد از تفتيش، کامپيوتر و اجناسي ديگر را با خود ميبرند. از دليل بازداشت و اتهام آقاي بندي هيچگونه اطلاعي در دست نمييباشد. شايان ذکر است آقاي بندي چهاردهمين پيرو بهائيت است که در طي ده روز اخير از سوي نيروهاي امنيتي بازداشت گرديده است.

+ نوشته شده توسط حب در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 11:55 |

 

گزارش فعالان حقوق بشر در ايران

بر اساس آخرين گزارشات دريافتي روزگذشته مسئولين جامعه بهائي ويلاشهر (اصفهان) به نامهاي ‌هوشمند طالبي و مهران زيني به همراه يكي ديگر از اعضاي اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان به اتهام به خاك سپردن اموات در مكاني كه 15 سال است به خاك سپرده مي شدند، توسّط نيروهاي انتظامي - امنيتي بازداشت شده و بدون محاكمه در دادگاه به زندان شهر اصفهان منتقل گرديدند . وضعيت کنوني اين افراد نامعلوم است .

شايان ذکر است علاوه بر هفت رهبر جامعه بهايي به نامهاي جمال الدين خانجاني ، وحيد تيز فهم ، مهوش ثابت ، بهروز توکلي ، سعيد رضايي ، فريبا کمال آبادي ، سه بهايي ديگر نيز به نامهاي علي احمدي، چنگيز درخشانيان و خانم سيمين گرجي در قائمشهر در طي روزهاي اخير بازداشت گرديده اند. http://hra-iran.org

نامه هم وطن ايرانی

با سلام ودرود برشماهم وطن وسرورگرامي

شخص من از تحصيل وكاردل خواه  در كشورم محروم شده ام به باز داشت اطلاعات ودوران سخت زندان محكوم شده ام شاهد مصادره اموال وشهادت عزيز انم بوده ام با چشم خود شاهد تخريب گلستانهاي (محل خاكسپاري بهائيان )اكثر شهرهاي كشورم بوده ام ولي فقط  مسئولين  اين جمله را گفته اند  كه :بهائيان  مظلوم نمائي ميكنند!!!! اگر اين وسعت بي عدالتي مظلوم نمائي است پس سياهي ظلم كدام است ؟

در پايان لازم است ذكر شود كه حتماً می دانيد و يا خوب است بدانيد كه جامعه ی بهائيان ايران بزرگترين اقليّت دينی در ايران است امّا هيچگاه از حقوق مدنی و شهروندی رسمی برخوردار نبوده است. و علی رغم اينكه بهائيان ابداً در درگيری ها و مسائل سياسی داخل نشده و نهايت احترام را هم نه تنها به مقدّسات اسلامی بلكه نسبت به ساير اديان دارند، اما بعد از انقلاب اسلامی بيش از 200 نفر از اعضای اين جامعه فقط به خاطر اعتقادشان تيرباران و حلق اويز گشتند؛ بسياری ساليان دراز در زندان ها به سر برده و می برند؛ هيچ كدام از جوانانش حق ورود به دانشگاه و داشتن تحصيلات عالی را ندارند؛ اطقال، جوانان و نوجوانانش در مدارس با تحقير و آزار و بعضاً ضرب و شتم روبرو هستند؛ همه ی اعضايش از حق استخدام در مشاغل دولتی و يا داشتن بعضی مشاغل آزاد ممنوع هستند؛ تمامی اماكن مقدّسه شان ظالمانه تخريب و زمين هايش به زور غصب گرديد؛ اموال و دارائی های بی شماری از اين جامعه و اعضايش به حكم شرع، غارت شد و ... آری با وجود همه ی اين ستم ها و مظالمی كه بعضاً در هيچ كجای اين كره ی خاكی نمونه ندارد، اما جامعه ی ‌بهائيان ايران در درجه ی‌ اوّل يك هدف و يك آرمان متعالی دارد و تا پای جان در راهش ايستاده است و آن اينكه با تمام توان و نيرو مصمّم است كه برای احيای ايران، بدون تمايلات سياسی، در كنار ديگر هم وطنان عزيز روشن ضمير، آنچه را كه می تواند انجام دهد تا ايران ، زنده شود؛ تا ايران ، آباد گردد؛ تا ايران روشن شود و عميقاً به اين مطلب اعتقاد دارد كه "نشر افكار عاليه، قوّه ی محرّكه در شريان امكان، بلكه جان ِ جهان است"

متاسفانه مسئولين نظام اسلامي ايران نسبت به جامعه بهائي با سوتفاهم واحتياط نظر داشته وهر گز حاضر نشده است به طور رو در رو و به عنوان شهروند به صحبت دوستانه وتبادل نظر بپردازد  بلكه هميشه اين ارتباط را به  عنوان حاكم ومحكوم مي بينند  آيا زمان اين سو تفاهمات ونفرتها پايان نيافته است ؟

براستي چرا دولتمردان ايران به جاي تهمت زدن بي مدرك ، حاضر نمي شوند از اين پتانسيل موجود در جامعه بهائي در راه آباداني وعزت كشور عزيز مان ايران  استفاده ببرند  ؟

 

با توجه به اينكه دوباره اين بي عدالتي ها در سراسر ايران عزيز آغاز شده بيم آن دارم كه باز مانند سالهاي  قبل خون ناحقي ريخته شده وظلم ديگري صورت گيرد  .

قبل از اينكه  بار مسئوليت عالم بعد  افزون گردد ، عاجزانه در خواست دارم حد اقل شما در مورد  اين بي عدالتي ها تحقيقي كامل بفر مائيد واسناد ومدارك مربوطه را مطالعه بفر مائيد (تا نشاني باشد از رافت اسلامي وحقيقت جوئي شما بزرگوار )وحتي اگر لازم بود من با كمال ميل وافتخار خدمت مي رسم واسناد ومدارك اين بي عدالتي ها را ارائه ميدهم فقط كافي است به ايميل من dostiranii@gmail.com امر   خودتان را ارسال بفر مائيد

 

منتظر پاسخ ونظر شما مي مانم موفق باشيد  11/3/1387

 

 

+ نوشته شده توسط حب در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 11:41 |

گزارش فعالان حقوق بشر در ايران

بر اساس آخرين گزارشات دريافتي روزگذشته مسئولين جامعه بهائي ويلاشهر (اصفهان) به نامهاي ‌هوشمند طالبي و مهران زيني به همراه يكي ديگر از اعضاي اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان به اتهام به خاك سپردن اموات در مكاني كه 15 سال است به خاك سپرده مي شدند، توسّط نيروهاي انتظامي - امنيتي بازداشت شده و بدون محاكمه در دادگاه به زندان شهر اصفهان منتقل گرديدند . وضعيت کنوني اين افراد نامعلوم است .

شايان ذکر است علاوه بر هفت رهبر جامعه بهايي به نامهاي جمال الدين خانجاني ، وحيد تيز فهم ، مهوش ثابت ، بهروز توکلي ، سعيد رضايي ، فريبا کمال آبادي ، سه بهايي ديگر نيز به نامهاي علي احمدي، چنگيز درخشانيان و خانم سيمين گرجي در قائمشهر در طي روزهاي اخير بازداشت گرديده اند.

نامه هم وطن عزيز ايرانی

اين نوشته درباره ی ظلم و ستمی ديگر است كه در روز شنبه 4 خرداد ماه 1387، در گوشه ای ديگر از خاك ايران نسبت به بهائيان رخ داده است كه به همراه مقدّمه ای كوتاه گزارش می گردد.

 

ويلاشهر شهركی است كوچك در 30 كيلومتری غرب اصفهان و در كنار شهر قديمی نجف آباد. در منطقه ی ويلاشهر و نجف آباد در حدود 300 خانواده ی بهائی زندگی می كنند. بعد از انقلاب اسلامی، از طرف ارگان های دولتی، زمينی كه بهائيان منطقه ساليان دراز اموات خود را در آنجا دفن می‌كردند و متعلّق به جامعه ی‌ بهائی‌بود، به زور غصب شد و قبرها را خراب كردند و اجساد را با لودر از زير خاك درآورده و به نقطه ی ‌نامعلومی بردند. جامعه ی بهائی برای ساليان دراز مجبور گرديد كه اموات خود را در مكانی بسيار دورتر به خاك بسپارد. در حدود 14 سال پيش در نتيجه ی درخواست های زياد از طرف اين جامعه، از طرف دولت زمينی به جامعه ی بهائی اين منطقه واگذار گرديد و تا سال 1386 بيشتر از 100 نفر در اين مكان به خاك سپرده شده بودند، اما مجدّداً در سال 1386 اين مكان، شبانه و بوسيله ی مأموران دولتی و با ماشين های سنگين به كلّی تخريب گرديد. (فيلم های مستند تخريب اين مكان موجود است) به هر حال، از طرف اداره ی ‌اطّلاعات به جامعه ی‌ بهائی شفاهاً – و نه كتباً كه سندی از خود بر جای گذارند - گفته شد كه ديگر حق ندارد در اين مكان كسی را به خاك بسپارد و عجيب تر اينكه زمينی هم معيبن نگرديد تا بهائيان منطقه اموات خود را در آنجا به خاك بسپارند. به ناچار در دو سه ماه گذشته كسانی كه وفات نموده اند در همين مكان دفن گرديدند. بعد از همه ی ‌اين "عدالت پروری" ها كه در يكی دو سال گذشته شدّت هم يافته است، در روز شنبه 4 خرداد ماه 1387 دو نفر از مسئولين جامعه ی بهائی ويلاشهر به نام های‌هوشمند طالبی و مهران زينی به همراه يكی ديگر از اعضای اين جامعه با نام فرهاد فردوسيان به جرم به خاك سپردن اموات در مكانی كه 15 سال است به خاك سپرده می شدند، توسّط پليس اطّلاعات بازداشت شده و بدون محاكمه در دادگاه به زندان شهر اصفهان منتقل گرديده و وضعيت شان هم اكنون نامعلوم است.

 

هم وطن عزيز، در پايان لازم است ذكر شود كه حتماً می دانيد و يا خوب است بدانيد كه جامعه ی بهائيان ايران بزرگترين اقليّت دينی در ايران است امّا هيچگاه از حقوق مدنی و شهروندی رسمی برخوردار نبوده است. و علی رغم اينكه بهائيان ابداً در درگيری ها و مسائل سياسی داخل نشده و نهايت احترام را هم نه تنها به مقدّسات اسلامی بلكه نسبت به ساير اديان دارند، اما بعد از انقلاب اسلامی بيش از 200 نفر از اعضای اين جامعه فقط به خاطر اعتقادشان تيرباران و حلقاويز گشتند؛ بسياری ساليان دراز در زندان ها به سر برده و می برند؛ هيچ كدام از جوانانش حق ورود به دانشگاه و داشتن تحصيلات عالی را ندارند؛ اطقال، جوانان و نوجوانانش در مدارس با تحقير و آزار و بعضاً ضرب و شتم روبرو هستند؛ همه ی اعضايش از حق استخدام در مشاغل دولتی و يا داشتن بعضی مشاغل آزاد ممنوع هستند؛ تمامی اماكن مقدّسه شان ظالمانه تخريب و زمين هايش به زور غصب گرديد؛ اموال و دارائی های بی شماری از اين جامعه و اعضايش به حكم شرع، غارت شد و ...

 

آری با وجود همه ی اين ستم ها و مظالمی كه بعضاً در هيچ كجای اين كره ی خاكی نمونه ندارد، اما جامعه ی ‌بهائيان ايران در درجه ی‌ اوّل يك هدف و يك آرمان متعالی دارد و تا پای جان در راهش ايستاده است و آن اينكه با تمام توان و نيرو مصمّم است كه برای احيای ايران، بدون تمايلات سياسی، در كنار ديگر هم وطنان عزيز روشن ضمير، آنچه را كه می تواند انجام دهد تا ايران ، زنده شود؛ تا ايران ، آباد گردد؛ تا ايران روشن شود و عميقاً به اين مطلب اعتقاد دارد كه "نشر افكار عاليه، قوّه ی محرّكه در شريان امكان، بلكه جان ِ جهان است"

                                                                         جانتان خوش باد
+ نوشته شده توسط حب در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 0:5 |