
چون اين وب فيلتر شده است لطفا در صورت ايراد ويا سوال با ايميل يا همان پست الكترونيك كه در همين ستون قرار دارد تماس بگيريد
اشنائي با ديانت مسيحي
كليساي عيسي مسيح
اشنائي با ديانت زرتشتي
گفتگو با يك ضد اسلام
معين (گفتگو وپاسخ دوست بهائي )
ازديار اشتي (دوست بهائي )
معين
شيرين عبادي
سازمان ملل متحد
گروه خبري رومل نيوز
ارمين
مركزاطلاعات سازمان ملل متحد تهران
پايگاه اطلاع رساني رحيم پور ازغندي
روزنامه كيهان
پايگاه اطلاع رساني مقام رهبري
گروه انسانهای سبز
پايگاه رياست جمهوري اسلامي ايران
رامين
استاد شجريان
فيلدوست
مجله نانو
كميته دفاع از حقوق پيروان اديان
شراره خوبم
گروه طنز نويسان جوان ايراني
هادي عزيز
humanrights
جواب سوالات تبیان و آفتاب
ساراي عزيز
سام
محمد
داريوش
پريوش
ماهنامه هنر موسيقي
حمايت از حيوانات
دانلود تمام بازيها
آفتاب يزد
اطلاعات
آريا
هری پاتر و یادگارهای
تمام بازی ها
ژیله مو
يونيسف
بیشر
هک و بوت+کلی مطالب
عرشیاي عزيز
مشاغل
سعيدعزيز
طاها
لارس
پرواز را به خاطر بسپار
پيمان عزيز
شايان جان
دلم برات تنگ شده (سحر)
دارا
مانا
سید ابراهیم نبوی
اویس
سجاد عزيز
مهر زاد جان
كوي دوست
سهند
آوا
اموزش در تمام زمينه ها
عرفان عزيز(شاعران ايراني )
نرگس(دختر مشرقي )
امير حسين عزيز
قصه خواني(روهولا)
علي جان (عكس وموضوع )
امير حسين عزيز
سوسن جعفري
ايدين عزيز
مرواريد
مسلمان ايراني
ثبت دامنه رايگان
![]()
Powered By
BLOGFA.COM
در بسیاری از وبسایتها و وبلاگهای مخالفین دیانت بهایی نوشته شده: برای اعدام باب (حضرت باب) از
یک قشون تفنگچی در سه ردیف استفاده شد. در آنزمان برای اعدام از تفنگهای سرپر استفاده میشد
و همانطور که میدانید این تفنگها بعد از شلیک دود زیادی بوجود میاورند.
باب را همراه با یکی از پیروانش برای اجرای حکم به میدان آوردند و آنها را با طناب به تیرکهای بلند
چوبی بستند. بعد از شلیک تفنگها دود غلیظی انتشار یافت. بعد از چند لحظه حاضرین دیدند که بدن
محمد علی زنوزی (همراه باب) تکه تکه شده اما اثری از باب نیست.
ابتدا ترسیدند و گمان کردند که باب به آسمان صعود کرده اما بعد فهمیدند که یکی از گلوله ها به طناب
برخورد کرده و باعث پاره شدن آن شده و باب با استفاده از دود غلیظی که در محل وجود داشت موفق
به فرار شده. این مطلب را به کرات در نوشته های مخالفین دیانت بهایی خوانده و دیده اید.
میگویند قرن حاضر متعلق به عقل - علم و منطق است. با خواندن مطلب بالا چه چیزی به ذهن
خواننده میرسد؟ آیا امکان دارد یک قشون تفنگچی (حداقل 25 نفر و حداکثر 250 نفر) همزمان شلیک
کنند و از دو محکوم به اعدام یکی تکه تکه شود و دیگری تنها یک تیر آنهم مستقیم به طنابی که با آن
او را بسته اند بخورد؟
آیا دود و مه ناشی از شلیک تفنگ آنقدر زیاد است که یکنفر بدون اینکه کسی او را ببیند طنابهایش را
باز میکند و مجددا بدون اینکه دیده شود از محل اعدام که از همه طرف توسط سربازان محاصره شده
فرار میکند؟ آیا واقعا چنین امری امکان پذیر است؟
