تبليغاتX
دیانت بهائی

                          در  عجبم  كه ....

در عجبم كه چگونه تعداد اندكی از پیروان آئین اسلام راضی می شوند با اعمالی غیر انسانی ، از این دیانت الهی چهره ای نامطلوب و ضد بشر دوستانه بسازند دیانتی كه رسول گرامی آن پیروانش را به دوستی و محبت دعوت می كند وبه عیادت زن بیمار غیر مسلمانی كه هر روز بر سرش  خاكستر می ریخت می روند وجانشین بر حقش در دادگاه اسلامی به نفع زنی غیر مسلمان ، رای دادگاه و مجازات را می پذیرد و در جای دیگری از خون قاتلش كه مخالف ولایت و امامتش بود نیز می گذرد.

 براستی چگونه است كه مدعیان پیروی از چنین بزرگانی راضی می شوند انسانهای بیگناهی را فقط و فقط !  به بهانه غیر مسلمان بودن بكشند مثلا" سنی های تندروی القاعده سالهاست كه پس از 11 سپتامبر كه برجهای دو قلوی تجارت جهانی را در آمریكا منفجركردند وعده ای انسان بیگناه را كشتند ، با بمبگذاریهای و ترور در كشور های مختلف جهان مانند اسپانیا ، انگلیس ، هندوستان ، پاكستان و عراق  انسانهای بیگناهی را  صرفا" به جرم غیرمسلمان بودن و كافر دانستن آنها به خاك وخون می كشند حتی ایشان به سایر مسلمانان مانند شیعیان نیز رحم نمی كنند انفجارهای هر روزه در عراق ، افغانستان و پاكستان شاهدی بر این مدعا می باشد همین چند روز پیش بود كه خبر انفجاری در نزدیكی حرم حضرت زینب پخش شد كه در آن تعدادی از زوار شیعه كشته شدند یا بانوی پلیس مسلمانی كه دارای شش فرزند بود فقط بخاطر زن بودن در افغانستان ترور شد و از طرف دیگر در كشور ایران كه دارای حكومت اسلامی است پیروان دیانت بهائی كه تنها آئینی در جهان هستند كه دیانت اسلام و حضرت محمد(ص) را به عنوان برگزیدگان خداوند قبول دارند مورد ظلم و تعدی حكومت قرار گرفته اند بسیاری از پیروان این دین در طی سی سال كه از عمر حكومت اسلامی در ایران می گذرد زندانی ، اعدام یا به روشهای غیرقانونی به قتل رسیده اند مانند خانواده معصومی كه در روستایی در بیرجند توسط مسلمانان با غیرت ! روستایشان سوزانده شدند یا جوانی به نام پیام سبحانی كه در سراوان توسط افراد شناخته شده ای از كوه به پائین پرت شد كه البته در همه این موارد ، قانون هیچ نوع پیگیری انجام نداد ، اموال بسیاری از بهائیان در طی این سی سال مصادره شده است ، از مشاغل دولتی اخراج و حقوقهای بازنشستگی شان قطع شده است ، اماكن مذهبی ایشان مصادره و تخریب شده ، در بسیاری از شهرها گورستانهای بهائی تخریب و صاف شدند. قانون قرون وسطایی عدم اجازه تحصیل دانشگاهی در مورد جوانان بهائی اعمال می شود ، در رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات و كتابها به بهائیان می تازند و صدها تهمت ناروا به ایشان  می زنند ولی به بهائیان اجازه یك كلمه سخن یا یك خط نوشته در دفاع از خود در رسانه ایی داده نمی شود حتی سایتهای این دیانت توسط دولت ایران فیلتر شده است. اگر مسلمانی علاقه مند به این دیانت شود بلافاصله مجرم و مرتد شناخته می شود كه حكمی جز مرگ برایش در برنخواهد داشت بطور مثال در سال 1377 زوجی را كه زوجه آن قبل از ازدواج مسلمان بوده را در شهر مشهد دستگیر و پس از فشارهای بسیار در زندان زوجه دوباره مسلمان می شود و فرد ی بهائی به نام روح الله روحانی كه این زوج را به عقد بهائی درآورده است دستگیر و اعدام می شود یا در خبرهای دیگری كه طی یك ماه گذشته در سرویس های خبری آمده است دو فرد بهائی را كه به تازگی به این آئین ایمان آورده اند را پس از ارعاب و تلفن های تهدید آمیز با تصادفی ساختگی از بین می برند. براستی ، آیا این رفتارها زیبنده اشخاصی می باشد كه خود را پیرو رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) می دانند؟ چگونه این اشخاص راضی می شوند از نام این بزرگوار استفاده كنند و تحت لواء آئین مقدسش به چنین اعمال ناجوانمردانه و غیرانسانی دست بزنند؟ آیا ایشان كه خود را مسلمان راستین می دانند و به روز جزا معتقدند از عقوبت چنین اعمالی در آن روز در پیشگاه الهی نمی ترسند. هر فردی كه با شخصی بهائی آشنا می شود از بهائیان جز دوستی ، محبت ، انسان دوستی و خدا پرستی چیز دیگری نمی بینند گواه این ادعا اینكه در طی این سی سال هیچ فرد بهائی به واسطه دزدی ، قتل عمد ، قاچاق مواد مخدر و ... به زندان نیفتاده است. شاید همین مدعا دستاویزی شده برای به هراس آمدن بعضی از بدخواهان كه به نام اسلام ساخته خودشان – نه اسلام و قرآن راستین كه مبلغ رافت و رحمت است- به دشمنی و اذیت بهائیان می پردازند. سالهاست كه بهائیان تحت فشار و ظلم حكومتهای حاكم بر ایران قرار دارند ( از قاجار تا كنون ) اما با آنكه اجازه نشر تعالیمشان را نداشته اند همواره مورد توجه و علاقه ایرانیان بوده اند آیا این معاندین از خود نمی پرسند در این دیانت چه چیز مقدس و جاذبی وجود دارد كه با آن همه محصوریت و محدودیت موجب جذب غیر بهائیان می گردد ، حكومت قاجار به همراه عثمانی با این اندیشه كه دیانت بهائی را بطور كل از روی زمین بركنند بهاءالله بنیانگذار این آئین و پیروانش را از ایران به نقطه دورافتاده ای در مملكت عثمانی به نام شهر عكا تبعید كردند شهری كه بدی آب و هوای آن موجب شده بود كه مخوف ترین زندان عثمانی در آن ساخته شود و بدترین دزدان و قاتلان ارض به آنجا تبعید شوند ( به تاریخ این شهر نگاه كنیم تا از صحت گفتارم آگاه شوید) اما دیانت بهائی به لطف خالق آسمانها و زمین خداوندگار مهربان ، هیچگاه از گسترش باز نایستاد و هم اكنون شامل پیروان بسیاری از نژادها ، رنگها و جنسهای مختلفی است كه در همه نقاط عالم بر پایه تعالیم این دیانت مقدس مشی می كنند و هر روز نیز بر تعداد این مومنان افزوده می گردد. همانطور كه پیش از این نیز گفته شده هر چند بیشترین فشارها از سوی حكام ایران بر بهائیان وارد شده و می شود ولی به همین نسبت بیش از پیش مورد عنایت و علاقه ایرانیان حقیقت جو قرار می گیرند در طی ماههای گذشته توجه ایرانیان بسیاری به تضییع حق انسانی و شهروندی بهائیان جلب شده بطوریكه حتی فقیه گرانقدر آیت الله منتظری نیز از این حق ایشان دفاع می كنند و احزاب و گروههای ایرانی مانند اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموختگان و دانشجویان ادوار تحكیم وحدت ، حزب مشروطه ایران ،حزب كمونیست كارگری ایران، انجمن پژوهشگران ایران و...  هر كدام به شكلی به طرفداری ازحقوق شهروندی بهائیان می پردازند. اشخاص مختلف با مواضیع گوناگون سیاسی مانند اكبر گنجی ، خسرو شمیرانی ، علی كشتگر ، فرج سركوهی ، احمد باطبی ، رشید اسماعیلی ، سعید حجاریان(1) ، سهیلا وحدتی ، ابراهیم نبوی و بسیاری دیگر محترم شمردن حقوق شهروندی بهائیان در ایران را امری محتوم و لازم می شمارند. پرسش اینجاست كه آیا اگر كشورهای اروپایی و امریكایی كه مسیحی هستند و اسلام را دین خدایی نمی دانند چنین رفتارهایی – مذكور- را با مسلمانان ساكن در كشورهایشان بكنند از طرف همین معاندین با بهائیان اعتراض به این كشورها نمی شد كه چرا حقوق شهروندی مسلمانان را نقض می كنند؟ كاریكاتور نادرست و زشتی در مورد پیامبر اسلام در یكی از نشریات كشور دانمارك چاپ می شود كه مورد اعتراض بسیاری از مسلمانان جهان از جمله همین معاندین  دیانت بهائی در ایران قرار می گیرد كه چرا به افكار و عقاید دیگران احترام گذاشته نمی شود و بی احترامی می گردد حال همین افراد بدترین توهینها و نسبتهای زشت را به پیامبر دیانت بهائی اطلاق می كنند و كاریكاتورهای زشتی را در اینترنت منتشر می كنند. در حالیكه دیانت بهائی همانطور كه پیش از این هم ذكر شد تنها آیینی در جهان است كه دیانت اسلام را دیانتی الهی می داند و هر بهائی از هر دینی كه به این آئین بگرود باید اسلام را نیز بپذیرد اما مسیحیان كه دیانت اسلام را اصلاً قبول ندارند چگونه است كه ایشان بی احترامی می كنند و باید مؤاخذه گردند ولی رفتار این معاندین كاملاً توجیه پذیر است و بی حرمتی محسوب نمی شود؟ در یكی از شهرهای كشور فرانسه زنی مسلمان به واسطه داشتن حجاب اسلامی از ورود به دانشگاه منع می شود كه این مورد اعتراض آقایان فوق الذكر قرار می گیرد كه چرا دین در آن كشور آزاد نیست و مسلمانی به واسطه اجرای فریضه دینی اش از ورود به دانشگاه منع شده اما همین آقایان یادشان رفته كه جوانان بهائی سه دهه است كه بخاطر اعتقادشان از ورود به دانشگاه های ایران منع شده اند. چطور اینجا آزادی انتخاب دین و عدم دخالت دین در تحصیل افراد مطرح نمی شود؟ بهائیان بسیاری در طی این سی سال به زندان افتادند ، اموالشان مصادره شد و در مواردی مانند خانواده معصومی ، پیام سبحانی ، میرالله مختاری(2) ، گلدانه علیپور(3) و پرفسور منوچهر حكیم(4) توسط افرادی ناشناس یا شناس به قتل رسیدند (5).اما هیچ محكمه یا منبع قضایی حاضر به رسیدگی به شكایات بهائیان نشد و حتی وكیلی نیز در طی این سالها دفاع و پیگیری از پرونده ایشان را قبول نكرد و فقط بعد از سی سال طی این چند ماه بوده كه خانم شیرین عبادی وكالت چند نفر از بهائیان را متقبل شده است ولی می بینیم كه در طی همین چند ماه چقدر این خانم از طرف رسانه هایی خاص مورد تهدید و اتهام های گوناگون قرار گرفته تا شاید وی را مجبور به ترك وكالت بهائیان كنند. آیا هر انسانی در هر نقطه دنیا دارای چنین حق كوچكی نمی باشد كه اگر حقی از وی ضایع شود وكیلی اجازه دفاع از آن حق را به عهده گیرد؟ اگر این ظلم را حق بهائیان می دانید و آن را مطابق قانون می شمارید چرا نمی گذارید در یك محكمه علنی وكیلی از آنها دفاع كند؟چرا پرونده" یاران ایران" كه متهم به جاسوسی كرده اید را به وكیل ایشان یعنی خانم عبادی نشان نمی دهید تا وكیل را از واقعیت این اتهام مطلع كنید شاید با این روش از وكالت بهائیان انصراف دهد بجای آنكه با تهدید و ارعاب بخواهید ایشان را از وكالت منصرف كنید؟ پس حتماً حقی تضییع شده یا اتهامی به دروغ نسبت داده شده كه می ترسید با رو شدن پرونده ،آشكار شود.

اما آنچه در این روند جالب توجه است آنكه  هر چند جوانی بهائی را كه به عضویت تیم ملی جودو ایران درآمده را بواسطه اعتقادش از همراهی تیم ملی محروم می كنند ولی بهائی سیاهپوست دیگری از یك نقطه دیگر عالم به نام "نلسن اوورا" از كشور پرتقال به مقام طلای پرش سه گام المپیك 2008 چین می رسد و در سایت رسمی المپیك ملقب به "مرد عقیده" می شود ، اماكن مذهبی بهائیان در ایران تخریب شدند اما از طرفی یونسكو مراقد مقدسه پیشوایان دیانت بهائی را در عكا و حیفا دردفتر میراث فرهنگی جهان ثبت می كند و اینگونه است كه این مراقد در كنار اهرام مصر و دیوار چین جاودانه شدند ، بهائیان از حق تحصیل در دانشگاههای ایران محروم شده اند ولی متعاقب آن كرسیهای بسیار "بهائی شناسی" در دانشگاههای معتبر دنیا تاسیس می شود ، هر چند در ایران غیر بهائی اجازه بهائی شدن ندارد ولی هر روز بر تعداد بهائیان دنیا افزوده می شود بطوریكه می توان با مراجعه به آمارهای سازمان ملل متحد و كشور های متبوعش متوجه گستردگی این دیانت گردید كه چگونه پیروان این آئین در همه نقاط عالم پراكنده شده اند بطوریكه طبق همین آمارها این دیانت پس از دیانت مقدس مسیحیت ، گسترده ترین دیانت جهانی محسوب می شود ( دقت بفرمائید از نظر گستردگی عرض می شود نه تعداد  پیروان ) و از همه نژادها ، رنگها و كشورهای جهان انسانهایی به این دیانت نوین ایمان آورده اند .

چه خوبست تاریخ را به یاد آوریم كه آنزمان كه حضرت عیسی مسیح به صلیب كشیده شد تعداد پیروانش فقط به تعداد انگشتان دو دست می رسید كه آنها نیز به شدت تحت كنترل حاكمین و سران مذهبی بودند تا مبادا اندیشه های مسیح را تبلیغ كنند ولی اكنون شاهد آنیم كه بسیاری از كشورهای دنیا پیرو آئین مسیحیت هستند . پیامبر گرامی اسلام هنگام ظهورشان بشدت با مقاومت مردم مكه مواجه شدند و صدمات و اذیت بسیاری از جانب بت پرستان نسبت به ایشان و پیروان اندكشان در سالهای اولیه ظهور وارد آمد بطوریكه مجبور به ترك مكه و مهاجرت به مدینه شدند اما اكنون می بینیم كه  دیانت اسلام پیروان بسیاری در جهان داشته و كشورهای بسیاری تحت پرچم آن درآمده اند . به همین منوال دو دولت بزرگ عثمانی و قاجار تصمیم بر نابودی و قلع وقمع حضرت بهاء الله و پیروانشان در ابتدای ظهور گرفتند غافل از آنكه ، آنچه همواره غالب است  امر الهی بوده نه دسیسه های دشمنان امرش . پس از تاریخ باید درس گرفت و به ظلم و اذیت 150 ساله بهائیان خاتمه داد چه كه بندگان را یارای زورآزمائی با امر پروردگاه نبوده است و آنچه در تاریخ ادیان باقی مانده نام انسانهای نیك نهاد و نیك اندیش ونیك رفتار است پس تا دیر نشده دست دوستی هموطنان بهائی خود را بفشارید و در سازندگی و شادابی ایران عزیز همراه هم گردید . http://www.negah28.info

 

+ نوشته شده توسط حب در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 1:33 |

اعتراض تعدادی از نفوس عالی‌رتبه هند به بازداشت بهائیان در ایران

تعدادی از نفوس عالی‌رتبه نامهء سرگشاده‌ای را امضاء کردند که بهائیان هندوستان در اعتراض به بازداشت خودسرانهء شش تن از مدیران جامعهء بهائیان ایران توسّط حکومت این کشور روز 14 مه سال جاری صورت گرفته، تنظیم کرده‌اند.

امضاء کنندگان این نامه عبارتند از قضّات بازنشسته کریشنا آیر، ج.اس ورما و راجیندر ساکار، دادستان کلّ سابق سولی سورابجی، وکیل دعاوی ماجا دارووالا، فعّالان اجتماعی موهینی گیری و سوامی آگنیوش، رئیس سابق کمیسیون اقلّیت‌ها طاهر محمود، عضو کمیسیون برنامه‌ریزی سیدا حمید، آرون بارات رام از صاحبان صنایع و جرج ورگیز و کولدیپ نایار از روزنامه‌نگاران

در این نامه آمده است که شش تن از مدیران بهائی، اعضاء هیأت ملّی هماهنگ ‌کننده، که به تأمین حدّاقل نیازهای بهائیان ایران مساعدت می‌کرد، دستگیر شدند. مدیر هفتم در ماه مارس دستگیر شده بود. از محل نگهداری آنها خبری در دست نیست و هیچ اتّهام رسمی نیز علیه آنها اعلام نشده است.

"این دستگیری‌ها به نحو تکان‌دهنده‌ای مشابه آدم‌ربایی‌ها و اعدام‌های مدیران جامعه در اوایل دههء 1980 است. در اوت 1980، تمامی نـُه عضو شورای حاکمهء ملّی بهائی دستگیر شدند و بدون آن که اثری از آنها به جای بماند ناپدید گشتند. مسلّم است که آنها اعدام شده‌اند. در دسامبر 1981، هشت تن از اعضاء جدیدالانتخاب شورای جدید نیز اعدام شدند. از انقلاب اسلامی در سال 1979 تا کنون، بیش از 200 تن از بهائیان صرفاً بر مبنای باورهای دینی خود اعدام شده‌اند."

این نامه به ایران توصیه می‌کند تابع میثاق بین‌المللی حقوق بشر باشد که خودش بر آن صحّه گذاشته و بازداشت شدگان را آزاد کند. در این نامه نسبت به "پیش‌نویس قانون جزای جدید که در پارلمان ایران در دست بررسی است" شدیداً ابراز نگرانی شده و اظهار شده است، "بخش پنج آن شدیداً هشدار دهنده است. زیرا برای هر کسی که از اسلام به دیانت دیگری روی آورد (ارتداد) مجازات مرگ در نظر گرفته شده است، یعنی مادّهای که بهائیان، مسیحیان، یهودیان، و سایر گروه‌های مذهبی را در بر می‌گیرد."

تلاش‌های مکرّر برای تماس با اولیاء حکومت ایران در سفارت این کشور در دهلی نو بی‌نتیجه مانده است.

منبع:

http://www.hindustantimes.com/StoryPage/StoryPage.aspx?id=dd711376-dc51-406d-b926-4711c77

 

+ نوشته شده توسط حب در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 11:20 |

 

آيا بهائيان با اسرائيل رابطه دارند؟

 

کرارا گفته شده است که بهاءالله بدستور دو پادشاه مسلمان عثمانی و ایران و برخلاف میل و علاقه خود در اوت 1868 از ادرنه به عکا که در آن زمان جزو مستعمرات عثمانی بود تبعید میشود. دولت اسرائیل 80 سال بعد از ورود بهاءالله به عکا تشکیل شده است. تهمت وابستگی بهائیان به اسرائیل به همان اندازه بی معنی است که شیعیان را وابسته به دولت عراق بنامیم. چون زیارتگاه و محل اقامت روحانیون شیعه در عراق است.

آنچه مربوط به رابطه جامعه بهائی با دولت اسرائیل است بارها نوشته شده است که بهائیان در اسرائیل به هیچ وجه دارای حقوق ویژه ای نبوده و نیستند. آنها از همان حقوقی برخوردار هستند که سایر مذاهب هم برخوردار می باشند. برای اثبات این نظریه به نامه ها ئی که بین قاضی شاند ستروم و شوقی ربانی مسؤول آن زمان جامعه جهانی بهائی نوشته شده است اشاره میشود. قاضی نامبرده از طرف جامعه بین الملل مأمور تحقیق درباره گروههای ساکنین فلسطین بوده است. متن نامه قاضی نامبرده به شوقی ربانی چنین است:

 

«از طرف لجنه مربوطه خود مأمورم كه با نهايت دقّت در مصالح دينی اسلام و يهود و مسيحيّت در فلسطين تحقيقات كامله نمايم ...بينهايت سبب تشكّر و امتنان من خواهد بود كه آنجناب نيز بعلّت مصالح دينی بهائی و اهميّت تاريخی اين سرزمين برای اطمينان بيانيّه ای ارسال فرمائيد» (روحیه ربانی، گوهر یکتا، ص 430)

 

شوقی ربانی در جواب قاضی نامبرده در 14 جولای 1947 چنین می نویسد:

 

«... وضع بهائيان در اين كشور بدلائلی منحصر بفرد است. بيت المقدّس هر چند كه مركزروحانی مسيحيان است ولی مركز اداری آنان نيست و اين قضيّه نه فقط درباره كليسای رُم صادق است بلكه شامل جميع فرق مسيحی ميگردد. و نيز با آنكه ثانی الحرمين در عالم اسلام شمرده ميشود ولكن حرم اعظم شريعت اسلام و مركز حجّ آنان در عربستان است نه فلسطين. فقط پيروان شريعت حضرت موسی هستند كه علاقه ای بموازات علاقه و بستگی بهائيان باين سرزمين دارند زيرا بيت المقدّس شامل بقايای هيكل سليمان و مركز مؤسسّات دينی و سياسی ايشان است كه علائق محكمی با تاريخ گذشته اين قوم دارد. نه فقط در يك امر با بهائيان فرق پيدا ميكنند و آن اينست كه مؤسسّين ثلاثه عظمای امر بهائی هرسه در اين كشور بخاك سپرده شده اند لذا اين سرزمين نه فقط مركز زيارت بهائيان در جميع انحإ عالم است بل مركز دائمی تشكيلات بهائی نيز هست كه اينجانب افتخار قيادت آنرا دارم .

شريعت حضرت بهإاللّه بالمرّه از سياست جداست هرگز در اين مناقشات حزن انگيزی كه درباره مستقبل اين كشور اجرا ميگردد طرفداری از فردی بر ضدّ ديگر نكرده ايم و در اين باره بيانيّه ای و يا اشاره كه متضمّن چگونگی وضع سياسی اين مرز و بوم در مستقبل ايّام باشد هرگز از افراد جامعه بهائی و شخص اينجانب صادر نخواهد شد. هدف ما تأسيس صلح عمومی در جهان است مقصد ما اجرای عدالت در جميع طبقات عالم انسانی است يعنی حتّی در سياست جهان بايستی عدالت مجری گردد و چون بسياری از نفوس كه بشرف ايمان فائز شده اند از اصل كليمی و مسلمان ميباشند لذا ابداً تعصّبی بهيچ فرقه ای بر ضدّ فرق ديگر نداريم و بينهايت مشتاقيم كه آنان را با يكديگر بصلح و صفا دعوت نمائيم زيرا تنها بدين طريقه است كه صلاح و مصلحت افراد آنان و كشورشان محفوظ و مإمون ميماند .

آنچه مربوط بماست اينست كه هر تصميمی درباره مستقبل اين سرزمين اتّخاذ گردد و هر كس حاكم بر اين كشور شود اين نكته را بشناسد كه شهر عكّا و حيفا مركز روحانی و اداری شريعت جهانی بهائی است و نيز معترف بر استقلال شريعة اللّه گردند و بهائيان حق آن را داشته باشند كه اداره امور خود را از اين سرچشمه بنمايند و نيز ببهائيان اطراف جهان حق زيارت و تشرّف بمقامات مقدّسه بهائی داده شود تا مانند يهود و مسيحی و مسلمان كه حق زيارت بيت المقدّس را دارند آنان نيز بشرف زيارت ارض اقدس نائل گردند اين حقوق را معتبر دانند و معترف شوند و الی الابد محفوظ و

مصون بدارند .

ضريح حضرت اعلی در كوه كرمل ، مرقد مطهّر حضرت عبدالبهإ در همان ساختمان است مسافرخانه بهائی برای ورود و پذيرائی زائران شرقی است ، حدائق وسيعه كه دائماً برای عموم ناس مفتوح است و طبقات كه از هر جهت اين حدائق را ميگيرد و مسافرخانه غربی در دامنه كوه كرمل ، و مسكن رسمی رئيس جامعه بهائی و بيوت خاصّه و حدائق عكّامربوط بسجن حضرت بهإاللّه و روضه مقدّسه مباركه در مرج عكّا و قصر بهجی كه تاريخی و محفظه آثار است و برای تماشای نفوس از هر ملّت و مذهبی آزاد است و اراضی كرمل و مرج عكّا كلّ از مستملكات بهائی در ارض اقدس محسوب ميگردد و نيز بايستی ملحوظ گردد كه جميع اين اماكن و اراضی چون اوقاف دينی ميباشند از پرداختن ماليات كشوری و بلدی معافند و بسياری از طبقات اين اراضی و املاك بنام شعب محافل روحانيّه ملّی در فلسطين ثبت و مسجل

شده و در مستقبل ايّام بقيّه محافل جهان سهمی از اين اوقاف بين اللمللی بهائی بوده و بنام شعبه محافل خود در فلسطين تسجيل خواهند نمود.

بعلّت همين اطّلاعات و ملاحظات فوق است كه از آنجناب و اعضإ لجنه شما در خواست ميشود كه هر نقشه ای برای مستقبل فلسطين پيشنهاد و اتّخاذ میگردد شخص شما و همكارانتان و اعضإ لجنه فلسطين ملاحظه نمايند كه حفظ و حراست حقوق بهائی را در اين ارض بجامعه ملل توصيه و تسليم نمايند .

در اين موقع لازم ميدانم مراتب تحسين و تمجيد خود را از طرز تحقيق و تفحّص احوال در اين كشور مملوّ از اضطرابات ابراز نمايم اميدوارم و دعا مينمايم كه نتيجه فعّاليّت های شما نشر عدالت باشد تا بسرعت مشكل خانمانسوز كه در فلسطين ايجاد گرديده حلّ و فصل گردد دوست صميمی شما _ شوقی ربّانی ولی امر بهائی.» (همانجا ص 430 الی 432)

 

از متن این نامه رسمی مسئول تشکیلات بهائیان در جهان رابطه بهائیان با هر حکومتی که در اسرائیل در سر کار باشد دقیقا مشخص کرده است.

در نامه ای که اخیرا بدست ما رسیده بیت العدل مرکز جهانی بهائی در نامه ای که به سراسر جهان فرستاده است راجع به وقایع اخیر لبنان چنین اظهار نظر کرده است:

 

«قربانیان بی گناه هر دو سوی این مخاصمه را در ادعیه صمیمانه خود به یاد آریم و تسلی قلوب محزون آنان را از درگاه الهی مسئلت نمائیم.» تاریخ این نامه 17 اوت 2006 است.

 

بدین ترتیب کاملا مشخص میشود که بهائیان از هیچ گروه و حزب و دولتی طرف داری نمی کنند. آنهائی که ادعا میکنند «فرقه بهائیت فرقه ای از صهیونیسم به شمار میرود» باید بدانند که نه از اسلام و نه از بهائیت و نه از صهیونیسم کوچکترین اطلاعی دارند.

این مسئله آنچنان بی معنا و بی ربط است که هرگونه بحثی را غیر ضروری می سازد. اشاره بسخنان یک نفر بهائی بنام فریدون رامش فر کردن و آن را دلیل رابطه نزدیک بهائیان با دولت اسرائیل نامیدن آنچنان ابلهانه است که بقول عوام مرغ پخته را در دیگ بپرواز در میاورد.

شما ادعا میکنید که حکومت شاه قصد برسمیت شناختن بهائیان را داشته است. و به او ایراد میگیرید. ما هم به شاه ایراد داریم که چرا بهائیان را بعنوان یک آئین، مذهب و یا دین و یا هرچه که خود می گویند در سرزمین آبا و اجدادی شان به رسمیت نشناخت. شما به ما بگوئید از زمان شاه اسماعیل صفوی تا به امروز که علمای شیعه که همه کاره کشور بوده اند چه تاج گلی بر سر کشور ایران و مردم ایران زده اند. عباس عسکری مسلمان مرد شماره دو گروه «فرقان» در بازجوئی خود در دادگاه چنین می گوید: «از دوران صفویه به بعد روحانیت همواره در کنار رژیم فاسد حاکم بر گرده مردم سوار بوده و به تحمیق آنها پرداخته است.» (جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران، رسول جعفریان 1385، ص 551)

شما خود بهتر از بقیه میدانید که این نظریه امروز نظر اکثر روشنفکران اسلامی است.

درباره قصه نفوذ بهائیان از زمان نخست وزیری منصور و طرح این گونه مسائل بدون ارائه مدرک و دلیل و فقط به صرف ادعا، نشان دهنده بی مایگی و بی اطلاعی نویسنده است و لاغیر.

وانگهی چرا بهائیان، زرتشتیان، ارامنه و یهودیان در ایران وزیر و وکیل نشوند. آیا کشور دیگری را در جهان میشناسید که مقامات دولتی را بطرفداران دین و مذهب خاصی اختصاص بدهند؟ اقلیتهای قومی و مذهبی حتماً بسرنوشت کشور بیشتر از شماها علاقه مند هستند. آن شمائید که ملت و ملی گرائی را کفر میدانید و دم از امت اسلامی می زندید. ای کاش که دگراندیشان مذهبی بیشتر در سرنوشت کشور دخالت میکردند. مگر نمیدانید که رشد فرهنگی، اقتصادی و صنایع اروپا بر اثر شرکت دگراندیشان شروع شد؟ آیا علت اصلی عقب ماندگی جامعه ما در عدم حضور دگراندیش در صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور نبوده است؟ شما متاسفانه موفق شده اید دگراندیشان را چنان بترسانید که مجبور شوند برای بی گناهی خود اثبات کنند که مقامی نداشته اند. آیا اشکال اینکه یک غیرمسلمان وزیر شود در کجا است؟ و حُسنی که یک شیعه 12 امامی وزیر شود در چه مطلبی است؟ اگر علاقه مند ید این مسئله را مطرح بفرمائید و محاسن ان را برای خوانندگان شرح دهید.

بنظر ما در ایران باید احراز پست و مقام فقط و فقط منوط به صلاحیت و کارآئی افراد باشد، نه وابستگی آنان بدین و عقیده خاصی. در هیچ یک از کشورهای پیشرفته جهان نمیتوانید حتی یک نمونه نشان بدهید که وابستگی مذهبی یک فرد دلیل احراز پست و مقامی باشد. زمان آن رسیده است که شما هم حد اقل قدمی به جلو بردارید، حقوق افراد جامعه را برسمیت بشناسید و با تفکرات قرون وسطائی خود خداحافظی کنید. از خداوند بزرگ مسئلت مینمائیم که همه را به راه راست هدایت فرماید.

 

 

 

ايراد ويا انتقادات  آزادخود را لطفا در اين قسمت بنويسيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حب در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 0:16 |